نجوای کیهانی در سکوت ابدی: بازخوانی اندیشه‌های جیل تارتر در جستجوی همسایگان کهکشانی

تنهایی انسان: توهمی در برابر عظمت اعداد

هنگامی که به آسمان شب می‌نگریم، آیا در برابر «سکوت» قرار داریم یا در برابر «ناشنوایی» خودمان؟ این پرسشی است که دهه‌هاست ذهن دانشمندان و فلاسفه را به خود مشغول کرده است. جیل تارتر، اخترشناس برجسته و یکی از بنیان‌گذاران موسسه SETI، که الهام‌بخش شخصیت اصلی رمان و فیلم «تماس» (Contact) بوده است، با نگاهی فراتر از معادلات خشک ریاضی، به این پرسش پاسخ می‌دهد. او در گفتگویی عمیق، پرده از حقیقتی برمی‌دارد که شاید برای انسانِ خودشیفته‌ی قرن بیست و یکم، هم ترسناک و هم امیدبخش باشد: ما هنوز حتی چشمانمان را باز نکرده‌ایم.

استعاره‌ای از اقیانوس و لیوان آب

بسیاری از منتقدان جستجوی هوش فرازمینی، با استناد به «پارادوکس فرمی» می‌پرسند: «اگر آن‌ها وجود دارند، پس کجا هستند؟» تارتر اما با استدلالی شاعرانه و در عین حال علمی، این بدبینی را به چالش می‌کشد. او معتقد است که قضاوت درباره‌ی تهی بودن کیهان از حیات، مانند آن است که لیوانی را در اقیانوس فرو ببریم و چون ماهی‌ای در آن لیوان نبینیم، حکم به خالی بودن تمام اقیانوس از موجودات زنده بدهیم.

ما هنوز به اندازه کافی جستجو نکرده‌ایم. حجم فضایی که ما تاکنون رصد کرده‌ایم، در برابر اقیانوس کیهانی، حتی به اندازه یک لیوان آب هم نیست. نتیجه‌گیری درباره عدم وجود حیات، در این مرحله، اوج نابخردی علمی است.

تکنو-امضاها: ردپای تمدن‌های پایدار

تحلیل دیدگاه‌های تارتر نشان می‌دهد که پارادایم جستجو در حال تغییر است. ما دیگر صرفاً به دنبال سیگنال‌های رادیویی تصادفی نیستیم؛ بلکه در پی «تکنو-امضاها» (Technosignatures) هستیم. این تغییر رویکرد، حاوی یک پیام فلسفی عمیق است: بقای یک تمدن، مستلزم عبور از مرحله‌ی بلوغ تکنولوژیک است. تارتر به ما یادآوری می‌کند که تمدن بشری در مرحله‌ی نوجوانی پرخطر خود قرار دارد؛ مرحله‌ای که در آن قدرت تخریب تکنولوژیک ما بر خردِ مدیریتی‌مان پیشی گرفته است. یافتن یک تمدن فرازمینی کهن، تنها اثبات وجود «دیگری» نیست، بلکه نویدی است برای آینده‌ی خود ما؛ اینکه می‌توان از این گلوگاه تاریخی جان سالم به در برد و به تمدنی پایدار تبدیل شد.

آینه‌ای در برابر خود

جستجو برای هوش فرازمینی، بیش از آنکه درباره‌ی بیگانگان باشد، درباره‌ی انسان است. جیل تارتر به زیبایی بیان می‌کند که ما راهی هستیم که کیهان برای شناخت خود برگزیده است. این تلاش، ما را وا می‌دارد تا خود را نه به عنوان ملت‌ها و مرزهای جداگانه، بلکه به عنوان ساکنان یک سیاره‌ی واحد ببینیم. در نهایت، چه صدایی از اعماق فضا بشنویم و چه با سکوت مطلق مواجه شویم، هر دو پاسخ، دیدگاه ما را نسبت به جایگاه‌مان در هستی دگرگون خواهد کرد. این تحلیل، بازتابی از اندیشه‌هایی است که در گفتگوهای تخصصی پلتفرم‌هایی همچون «بیگ تینک» نیز به تفصیل به آن پرداخته شده و نشان می‌دهد که علم، بدون تخیل و فلسفه، ناتوان از درک تمامیت هستی است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا