هوش مصنوعی، دانای کل نیست: ۶ خط قرمز که نباید در گفتگو با AI رد کنید

تصور کنید در اتاقی تاریک نشسته‌اید و تنها منبع نور، درخشش صفحه نمایشگری است که منتظر فرمان شماست. نشانگر تایپ چشمک می‌زند و گویی با هر تپش می‌گوید: «هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو؛ من پاسخش را می‌دانم.» این وسوسه‌ی دوران ماست. ما با موجودیتی روبرو هستیم که خستگی‌ناپذیر است، همه‌چیز‌دان به نظر می‌رسد و هرگز قضاوت‌مان نمی‌کند. اما آیا واقعاً می‌توانیم کلید تمام قفل‌های زندگی‌مان را به دست این الگوریتم‌های پیچیده بسپاریم؟

ما در عصر طلایی هوش مصنوعی زندگی می‌کنیم، جایی که مرز بین «ابزار» و «همدم» در حال کمرنگ شدن است. اما درست در همین نقطه، خطراتی ظریف کمین کرده‌اند. نویسنده در مقاله‌ای تأمل‌برانگیز در Psychology Today، دست روی نکته‌ای کلیدی می‌گذارد: هوش مصنوعی شاید باهوش باشد، اما «خردمند» نیست. بیایید نگاهی تحلیلی بیندازیم به ۶ حوزه‌ای که ورود هوش مصنوعی به آن‌ها، نه تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند گمراه‌کننده و حتی خطرناک باشد.

۱. تشخیص‌های پزشکی؛ وقتی داده جایگزین نبض می‌شود

وسوسه‌ی بزرگی است که علائم بیماری‌مان را در چت‌بات‌ها وارد کنیم و منتظر نسخه باشیم. اما باید به یاد داشته باشیم که هوش مصنوعی، بدن ندارد. او درد را حس نمی‌کند و از ظرافت‌های بیولوژیکی بی‌خبر است. آنچه او انجام می‌دهد، تطبیق آماری کلمات شما با متون پزشکی است. هوش مصنوعی فاقد شهود بالینی است؛ همان حس ششمی که یک پزشک با سال‌ها تجربه کسب کرده و می‌تواند تفاوت یک سردرد عصبی ساده با یک عارضه جدی را از رنگ چهره یا لرزش دست بیمار تشخیص دهد.

۲. تصمیم‌گیری‌های عاطفی و سرنوشت‌ساز

«آیا باید از همسرم جدا شوم؟» یا «آیا باید شغلم را رها کنم؟». پرسیدن این سوالات از هوش مصنوعی مثل این است که از ماشین حساب بخواهید برایتان شعر عاشقانه بگوید؛ شاید کلمات درست باشند، اما «روح» ندارند. هوش مصنوعی درکی از پیچیدگی‌های عاطفی، تاریخچه روابط انسانی و وزن سنگین پشیمانی ندارد. او فقط الگوهای زبانی را بازآرایی می‌کند. تصمیمات بزرگ زندگی نیازمند درک عمیق از ارزش‌های شخصی و انسانی است که فعلاً فقط در انحصار انسان‌هاست.

۳. مشاوره‌های حقوقی دقیق

در مقاله اصلی به نکته ظریفی اشاره شده است: پدیده‌ی «توهّم» (Hallucination) در هوش مصنوعی. مدل‌های زبانی گاهی با اعتماد‌به‌نفس کامل، قوانینی را اختراع می‌کنند که وجود خارجی ندارند یا تبصره‌هایی را نادیده می‌گیرند که سرنوشت یک پرونده را تغییر می‌دهد. قانون، موجودی زنده و وابسته به بافت جغرافیایی و زمانی است؛ چیزی که هوش مصنوعی اغلب در درک ظرایف آن ناتوان است.

۴. قضاوت‌های اخلاقی پیچیده

از ماشین نپرسید «چه کاری درست است؟». هوش مصنوعی اخلاقیات ندارد؛ او فقط بازتاب‌دهنده‌ی داده‌هایی است که با آن‌ها آموزش دیده است. این داده‌ها می‌توانند حاوی تعصبات پنهان، نژادپرستی یا سوگیری‌های فرهنگی باشند. سپردن قطب‌نمای اخلاقی‌مان به الگوریتم‌ها، به معنای پذیرش میانگینی از باورهای اینترنت است، نه لزوماً حقیقت یا عدالت.

۵. پیش‌بینی آینده

شاید خنده‌دار به نظر برسد، اما بسیاری از افراد از هوش مصنوعی درباره آینده بازار بورس یا نتیجه مسابقات ورزشی می‌پرسند. هوش مصنوعی یک مدل «احتمالاتی» است، نه یک گوی جادویی پیشگو. او آینده را نمی‌بیند، بلکه گذشته را تحلیل می‌کند. جهان ما پر از متغیرهای تصادفی و قوهای سیاه است که هیچ الگوریتمی قادر به پیش‌بینی دقیق آن‌ها نیست.

۶. افشای اسرار و داده‌های خصوصی

و در نهایت، حریم خصوصی. هر کلمه‌ای که با چت‌بات‌ها رد و بدل می‌کنید، در سرورهایی ذخیره می‌شود تا برای آموزش‌های بعدی استفاده شود. درد و دل کردن با هوش مصنوعی درباره رازهای مگو یا وارد کردن اطلاعات محرمانه کاری، مثل فریاد زدن آن‌ها در یک میدان شلوغ است. همیشه فرض را بر این بگذارید که یک جفت چشم دیگر (حتی اگر دیجیتالی باشد) در حال رصد کردن داده‌های شماست.

در نهایت، هوش مصنوعی ابزاری شگفت‌انگیز برای «چگونه» انجام دادن کارهاست، اما وقتی نوبت به «چرایی» و «چیستی» تصمیمات مهم می‌رسد، هیچ‌چیز جایگزین خرد، شهود و مسئولیت‌پذیری انسان نمی‌شود. بیایید فرمان زندگی‌مان را محکم در دست خودمان نگه داریم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا