آیا علوم انسانی واقعاً بی‌فایده‌اند؟ سفری به قلب معنا در دنیای مدرن

در دنیایی که هر روز بیشتر از دیروز بر کارایی، بهره‌وری و نتایج ملموس تأکید می‌شود، سوالی قدیمی اما همواره تازه بر زبان‌ها می‌افتد: «علوم انسانی به چه دردی می‌خورند؟» این پرسش، نه تنها در محافل دانشگاهی، بلکه در خانه‌ها و حتی در سیاست‌گذاری‌های کلان، سایه‌ای سنگین بر سر رشته‌هایی چون تاریخ، فلسفه، ادبیات و هنر افکنده است. بسیاری گمان می‌کنند که در عصر هوش مصنوعی و پیشرفت‌های خیره‌کننده تکنولوژی، این حوزه‌ها دیگر جایگاهی ندارند و جز اتلاف وقت و منابع نیستند. اما آیا این دیدگاه، تمام حقیقت را در خود دارد؟نویسنده برجسته و تاریخ‌دان شهیر، مری بیرد، در مقاله روشنگر خود در TLS، با ظرافت خاصی به این چالش پاسخ می‌دهد و ما را به سفری فکری دعوت می‌کند تا درک خود را از «فایده» و «ارزش» بازتعریف کنیم. او به ما یادآوری می‌کند که ارزش واقعی علوم انسانی، فراتر از معیارهای مادی و اقتصادی است که امروزه بر جهان غالب شده‌اند.

«کاربردی بودن»؛ تعریفی گمراه‌کننده؟

غالباً وقتی از «کاربردی بودن» صحبت می‌کنیم، ذهنمان به سمت مهارت‌هایی می‌رود که مستقیماً به شغل یا تولید ثروت ختم می‌شوند. یک مهندس نرم‌افزار، یک پزشک، یا حتی یک بازاریاب، همگی نتایج ملموسی از کار خود ارائه می‌دهند. اما علوم انسانی چطور؟ یک فیلسوف چه محصولی تولید می‌کند؟ یک مورخ چه خدمتی ارائه می‌دهد که بتوان آن را به دلار یا ریال سنجید؟ اینجاست که مری بیرد با هوشمندی تمام، پرده از یک سوءتفاهم بزرگ برمی‌دارد. او می‌گوید: «مشکل این نیست که علوم انسانی کاربردی نیستند، بلکه مشکل در تعریف محدود ما از کاربردی بودن است.»علوم انسانی ابزارهایی برای دیدن، فهمیدن و تحلیل جهان به ما می‌دهند که بسیار فراتر از توانایی حل یک معادله یا ساخت یک اپلیکیشن است. آن‌ها ما را قادر می‌سازند تا سوالات عمیق‌تری بپرسیم: «ما که هستیم؟»، «از کجا آمده‌ایم؟»، «به کجا می‌رویم؟» و «چگونه باید زندگی کنیم؟» این‌ها سوالاتی هستند که هیچ الگوریتم یا ماشین پیشرفته‌ای نمی‌تواند به تنهایی به آن‌ها پاسخ دهد. در واقع، علوم انسانی به ما کمک می‌کنند تا انسان‌تر باشیم.

آینه‌ای رو به خودمان: درک انسان و جامعه

تصور کنید جامعه‌ای را که در آن هیچ کس تاریخ نمی‌داند، ادبیات نمی‌خواند و به فلسفه نمی‌اندیشد. چنین جامعه‌ای، بی‌شک، از ریشه‌های خود جدا شده، از تجربیات گذشته درس نمی‌گیرد و فاقد عمق فرهنگی و هویتی خواهد بود. علوم انسانی، همچون آینه‌ای، گذشته را پیش روی ما قرار می‌دهند تا نه تنها رویدادها، بلکه انگیزه‌ها، خطاها و پیروزی‌های نیاکانمان را درک کنیم. آن‌ها به ما نشان می‌دهند که چگونه جوامع شکل گرفته‌اند، چگونه دگرگون شده‌اند و چه ارزش‌هایی ماندگار بوده‌اند.فلسفه به ما می‌آموزد که چگونه فکر کنیم، چگونه استدلال کنیم و چگونه به ماهیت هستی و دانش بپردازیم. ادبیات ما را با هزاران زندگی و تجربه انسانی آشنا می‌کند، همدلی ما را پرورش می‌دهد و به ما امکان می‌دهد تا دنیا را از چشمان دیگران ببینیم. تاریخ، گذشته را چراغ راه آینده می‌سازد و به ما می‌آموزد که چگونه از تکرار اشتباهات پرهیز کنیم. این حوزه‌ها، در مجموع، به ما کمک می‌کنند تا پیچیدگی‌های وجود انسان و روابط اجتماعی را درک کنیم و به این ترتیب، شهروندانی آگاه‌تر و مسئولیت‌پذیرتر باشیم.

پرورش ذهن نقاد: سلاحی در برابر جهل

شاید یکی از ارزشمندترین هدایای علوم انسانی به ما، توانایی تفکر انتقادی باشد. در دنیایی پر از اطلاعات (و متأسفانه، اطلاعات نادرست)، توانایی تمییز حقیقت از دروغ، استدلال معتبر از مغالطه و پذیرش تفاوت دیدگاه‌ها، حیاتی است. علوم انسانی ما را تشویق می‌کنند که هیچ چیز را بدیهی نپنداریم، سوال بپرسیم، به دنبال شواهد باشیم و فرضیات خود را به چالش بکشیم.این مهارت‌ها تنها به درد محققان و دانشگاهیان نمی‌خورند. آن‌ها برای هر شهروندی که می‌خواهد در یک جامعه دموکراتیک مشارکت فعال داشته باشد، ضروری هستند. توانایی تحلیل اخبار، درک پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی، و مشارکت در بحث‌های مدنی، همگی ریشه در توانایی‌های ذهنی دارند که علوم انسانی آن‌ها را تقویت می‌کنند. بدون این مهارت‌ها، ما به سادگی در معرض دستکاری و پروپاگاندا قرار می‌گیریم و توانایی تمایز بین حقیقت و فریب را از دست می‌دهیم.در نهایت، می‌توان گفت که علوم انسانی، نه تنها «بی‌فایده» نیستند، بلکه بنیادین‌ترین ابزار ما برای ساختن یک زندگی معنادار، یک جامعه آگاه و یک آینده روشن‌تر هستند. آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که انسان فراتر از یک ماشین تولیدکننده یا مصرف‌کننده است؛ او موجودی است که نیاز به فهمیدن، به پرسیدن و به معنا بخشیدن به هستی خود دارد. نادیده گرفتن علوم انسانی، به معنای نادیده گرفتن بخشی حیاتی از وجود خودمان است و این، بهایی است که هیچ جامعه‌ای نباید بپردازد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا