در دنیایی که هر روز با سرعت سرسامآوری پیش میرود و فناوریهای جدیدی از راه میرسند، شاید هیچ حوزهای به اندازه آموزش با چالشها و فرصتهای بنیادین روبرو نباشد. هوش مصنوعی، این پدیده نوظهور، صرفاً یک ابزار جدید برای مدرسان و دانشآموزان نیست؛ بلکه دعوتی است به بازاندیشی عمیق در ماهیت خودِ آموزش، در معنای «دانستن» و در آنچه که واقعاً ارزش یادگیری دارد. آیا هوش مصنوعی قرار است معلمها را بیکار کند یا ما را به سطح جدیدی از توانمندیهای فکری برساند؟ این پرسشها و بسیاری دیگر، محور اصلی گفتگویی عمیق با ایلکا تومی، مدیر مرکز تحقیقات مشترک کمیسیون اروپا و یکی از برجستهترین متفکران در زمینه جامعه دانایی است که اخیراً در مقاله اصلی مورد بحث قرار گرفته است. نکته جالب اینکه یکی از کتابهای قدیمیتر و مهم تومی، یعنی «جامعه دانایی و مسائل پژوهشی آینده» توسط اسماعیل یزدانپور به فارسی نیز ترجمه شده است که نشان از اهمیت دیدگاههای او برای مخاطبان فارسیزبان دارد.
هوش مصنوعی و دگردیسی مفهوم «دانایی»
برای دههها، نظام آموزشی ما بر پایه انتقال دانش و حقایق ثابت استوار بود. دانش به مثابه مجموعهای از اطلاعات تعریف میشد که باید حفظ میشدند و در امتحانات پس داده میشدند. اما در عصر هوش مصنوعی، این تعریف دیگر کارآمد نیست. هوش مصنوعی میتواند در کسری از ثانیه به حجم عظیمی از اطلاعات دسترسی پیدا کند، آنها را پردازش و حتی خلاصهنویسی کند. اینجاست که ایلکا تومی بر یک نکته کلیدی تاکید میکند: دانایی دیگر یک موجودیت ایستا نیست، بلکه یک فرآیند پویا، تعاملی و اجتماعی است. ارزش آن نه در حجم اطلاعات انباشتهشده، بلکه در توانایی ما برای درک، تحلیل، ترکیب و خلق دانش جدید نهفته است.
فکر کنید به زمانی که ماشینحسابها وارد مدارس شدند. در ابتدا مقاومت زیادی وجود داشت، اما در نهایت، آموزش ریاضیات از حفظ کردن جدول ضرب به درک مفاهیم پیچیدهتر و حل مسائل واقعی تغییر یافت. هوش مصنوعی نیز چنین دگردیسی را برای تمامی حوزههای دانایی به ارمغان میآورد. این ابزار نه تنها به ما کمک میکند تا به اطلاعات دسترسی پیدا کنیم، بلکه به ما امکان میدهد تا با خود اطلاعات تعامل کنیم، الگوها را کشف کنیم و حتی فرضیات جدیدی بسازیم. این یعنی تمرکز آموزش باید از «چه چیزی را میدانیم؟» به «چگونه میدانیم و چگونه از آن استفاده میکنیم؟» تغییر یابد.
فراتر از حفظ کردن: مهارتهای ضروری در عصر هوش مصنوعی
اگر هوش مصنوعی قرار است کارهای تکراری و حافظهمحور را انجام دهد، پس انسانها باید روی چه مهارتهایی تمرکز کنند؟ پاسخ تومی روشن است: تفکر انتقادی، خلاقیت، توانایی حل مسئله و مهارتهای فراشناختی. در دنیای پر از اطلاعات که بخش زیادی از آن توسط هوش مصنوعی تولید میشود، توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از نامعتبر، درک سوگیریها و قضاوت اخلاقی اهمیت حیاتی پیدا میکند. ما باید یاد بگیریم که چگونه با هوش مصنوعی همکاری کنیم، چگونه از آن به عنوان یک ابزار شناختی بهره ببریم و چگونه دادههای آن را به صورت انتقادی ارزیابی کنیم.
همچنین، پرورش خلاقیت و نوآوری، یعنی توانایی دیدن ارتباطات جدید و ایجاد راهحلهای بدیع برای مشکلات، بیش از هر زمان دیگری ضروری است. هوش مصنوعی میتواند ایدهها را پیشنهاد دهد، اما جرقه اولیه و توانایی تلفیق ایدههای متفاوت برای رسیدن به یک راه حل انسانی همچنان در قلمرو انسان باقی میماند. این مهارتها نه تنها برای موفقیت شغلی، بلکه برای مشارکت فعال و مسئولانه در جامعهای که هر روز پیچیدهتر میشود، ضروری هستند.
نقش معلم و مدرسه در دنیای جدید
در این چشمانداز جدید، نقش معلم نیز متحول میشود. معلم دیگر صرفاً انتقالدهنده دانش نیست، بلکه به یک راهنما، مربی و تسهیلگر یادگیری تبدیل میشود. او کسی است که به دانشآموزان کمک میکند تا در دریای اطلاعات حرکت کنند، سوالات درست بپرسند، تفکر انتقادی خود را پرورش دهند و مهارتهای لازم برای کار با ابزارهای هوش مصنوعی را بیاموزند. مدارس نیز از مکانهایی برای «سخنرانی» به فضاهایی برای «تجربه کردن»، «بحث کردن»، «همکاری کردن» و «ساختن» تبدیل خواهند شد. اینجاست که تعاملات انسانی، یادگیری اجتماعی و پرورش هوش هیجانی اهمیت مضاعفی پیدا میکنند.
ایلکا تومی معتقد است که ما نباید از هوش مصنوعی بترسیم، بلکه باید آن را در آغوش بگیریم و از آن برای ارتقای ظرفیتهای انسانی استفاده کنیم. آینده آموزش در گرو فهم این نکته است که هوش مصنوعی میتواند ما را از کارهای تکراری رها کند تا بتوانیم بر آنچه که واقعاً ما را انسان میسازد – یعنی خلاقیت، همدلی، تفکر عمیق و توانایی ساختن آینده – تمرکز کنیم. این دگردیسی نه تنها یک چالش، بلکه یک فرصت بینظیر برای طراحی نظامی آموزشی است که واقعاً آماده قرن بیست و یکم باشد؛ نظامی که انسانها را توانمند میسازد تا در کنار فناوری، شکوفا شوند.
