آیا تا به حال حس کردهاید که با وجود تمام پیشرفتهای تکنولوژی، انگار سالهاست در یک دور باطل گیر افتادهایم؟ خبری از ماشینهای پرنده نیست، درمان قطعی سرطان هنوز یک رویاست و رشد اقتصادی به کندی پیش میرود. اگر چنین حسی دارید، تنها نیستید. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که ما از دهه ۱۹۷۰ میلادی در دورانی به نام «رکود بزرگ» زندگی میکنیم؛ دورانی که در آن، سرعت نوآوریهای بنیادین و تحولآفرین به شدت کند شده است. اما چه میشود اگر بگویم این دوران کسلکننده در آستانه یک پایان شگفتانگیز و آغاز یک «پیشرفت بزرگ» قرار دارد؟
جیمز پتکوکیس، تحلیلگر و آیندهپژوه، معتقد است که ما در نقطه عطفی تاریخی ایستادهایم و سال ۲۰۲۵ میتواند سرآغاز یک رنسانس جدید برای بشریت باشد. دورانی که در آن، پیشرفتهای تکنولوژیک نه به صورت قطرهچکانی، بلکه به شکل یک سیل خروشان، تمام جنبههای زندگی ما را دگرگون خواهند کرد. اما چه چیزی این خوشبینی را توجیه میکند؟ پاسخ در همگرایی چند فناوری کلیدی نهفته است که هوش مصنوعی در مرکز آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: موتور محرک رنسانس جدید
تا همین چند سال پیش، هوش مصنوعی بیشتر یک مفهوم علمی-تخیلی بود. اما با ظهور مدلهای زبان بزرگ و هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، این فناوری به یک ابزار کاربردی و همهجانبه تبدیل شده است. هوش مصنوعی دیگر فقط برای تحلیل دادهها یا تشخیص الگوها نیست؛ بلکه یک «فناوری پلتفرمی» است که میتواند سرعت نوآوری را در تمام حوزههای دیگر به شکلی تصاعدی افزایش دهد. درست همانطور که الکتریسیته در قرن بیستم همه چیز را از کارخانهها تا خانهها متحول کرد، هوش مصنوعی نیز در حال تبدیل شدن به زیرساخت نامرئی پیشرفت در قرن بیست و یکم است. این فناوری به دانشمندان کمک میکند تا در زمان کوتاهتری داروهای جدید کشف کنند، به مهندسان اجازه میدهد مواد جدید با خواص شگفتانگیز طراحی کنند و به کارآفرینان ابزارهایی برای حل مشکلاتی میدهد که پیش از این لاینحل به نظر میرسیدند.
چهار ستون پیشرفت بزرگ
البته هوش مصنوعی به تنهایی این بار را به دوش نمیکشد. این انقلاب بر چهار ستون اصلی استوار است که هر یک دیگری را تقویت میکنند:
۱. هوش مصنوعی و محاسبات پیشرفته: همانطور که گفتیم، این ستون اصلی و توانمندساز سایر فناوریهاست.
۲. انرژی پاک و ارزان: نوآوریها در زمینه انرژی همجوشی هستهای (Fusion) و انرژی زمینگرمایی پیشرفته (Enhanced Geothermal) این پتانسیل را دارند که مشکل انرژی بشر را برای همیشه حل کنند. دسترسی به انرژی فراوان و تقریبا رایگان، محدودیتهای رشد اقتصادی و صنعتی را از میان برمیدارد.
۳. مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی: ابزارهایی مانند CRISPR به ما این قدرت را میدهند که بیماریهای ژنتیکی را درمان کنیم، محصولات کشاورزی مقاومتری تولید کنیم و حتی روند پیری را کند سازیم. هوش مصنوعی در این حوزه نیز با سرعت بخشیدن به تحلیل دادههای ژنتیکی، نقشی حیاتی ایفا میکند.
۴. فناوری فضایی: به لطف شرکتهایی مانند اسپیسایکس، هزینه ارسال تجهیزات به فضا به شدت کاهش یافته است. این موضوع راه را برای ساخت کارخانههای مداری، بهرهبرداری از منابع فضایی و ایجاد یک اقتصاد فضایی کاملاً جدید هموار میکند.
این چهار حوزه به صورت مجزا قدرتمند هستند، اما قدرت واقعی آنها در ترکیب و تعامل با یکدیگر نهفته است. هوش مصنوعی به پیشرفت در انرژی پاک کمک میکند، انرژی پاک زیرساخت لازم برای محاسبات سنگین هوش مصنوعی را فراهم میسازد و فناوری فضایی به ما اجازه میدهد تا این پیشرفتها را در مقیاسی فراتر از زمین به کار بگیریم.
آیندهای روشنتر از همیشه؟
این نگاه خوشبینانه به آینده به معنای نادیده گرفتن چالشها و خطرات نیست. مسائلی مانند بیکاری ناشی از اتوماسیون، سوءاستفاده از هوش مصنوعی و نابرابریهای اجتماعی باید به طور جدی مدیریت شوند. با این حال، چشمانداز یک «پیشرفت بزرگ» به ما امید میدهد که ابزارهای لازم برای حل بزرگترین مشکلات بشریت، از تغییرات اقلیمی و فقر گرفته تا بیماری و مرگ، در دسترس ما قرار گرفتهاند. ما در حال خروج از یک بیابان طولانی و ورود به یک سرزمین سرسبز و پر از فرصت هستیم. شاید وقت آن رسیده که به جای تمرکز بر مشکلات گذشته، برای ساختن آیندهای هیجانانگیز آماده شویم؛ آیندهای که از همین فردا آغاز میشود.
این مطلب، برداشتی آزاد و شخصیسازی شده برای خوانندگان وبلاگ اسماعیل یزدانپور است که با الهام از ایدههای جذاب جیمز پتکوکیس در مصاحبهاش با Big Think نوشته شده است. خواندن متن اصلی هم خالی از لطف نیست!
